کارنکارن، تا این لحظه: 15 سال و 10 ماه و 21 روز سن داره

خاطرات کارن کوچولو

پسرمون رفته زیر تیغ

1390/3/6 0:36
نویسنده : نیما و عادله
202 بازدید
اشتراک گذاری

امروز پسرمون رو بردیم بیمارستان تا ختنش کنن . طفلکی شاد و خندون رفت و ....

الهی بمیریم براش خیلی آقا بود . اولین روز پر استرس برای ما بود. پشت در اتاق عمل منتظر بودیم تا جراحی پسرمون تموم شه ! طفلکی وقتی آوردنش خیلی درد داشت . اما بعد چند ساعت بهتر شده.انشاالله هیچوقت هیچ پدر و مادری اشک بچشون رو نبینن.

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (6)

مامان مارال
6 خرداد 90 0:46
ميتونم بفهمم كه شما امروز چه حالي داشتيد ، به اميد اينكه زودتر كارن كوچولو شيطوني هاشو شروع كنه . ميبوسمش و براي هر 3 شما آرزوي سلامتي ميكنم @}
raeen
6 خرداد 90 3:46
الهی بمیرم رایین ما هم به دکتر و پرستار میخندید ولی بعد صدای گریش که اومد... ولی به هر حال مبارکش باشه
عمو حمید
9 خرداد 90 20:45
چقدر رمانتیک!!!! قدیما پدر و مادرا شجاعتر بودن! بابا و مامان کارن! بچه عزیزه ولی....
مامان نيكان و روهان
10 خرداد 90 10:01
كارن كوچولو چه مظلوم نگاه ميكنه انشاءالله زودتر حالت خوب بشه پسر كوچولو..
نسیم و محمود
14 خرداد 90 3:20
الهی خاله فدا بشه. این چیزا زود می گذره و زودی یادش می ره. بوس بوس:
امیرعلی
18 خرداد 90 7:56
کارن کوچولو ناراحت نباش این هم قسمتی اززندگیه ؛ بزرگ بشی یادت میره ؛ به امیداینکه تولباس دامادی ببینمت می بوسمت